اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، مجلدی از مجموعه «آنچه گذشت» را تشکیل میدهد که «در لباس مرجعیت» نام گرفته است جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن میرود، مجلدی از مجموعه «آنچه گذشت» را تشکیل میدهد که «در لباس مرجعیت» نام گرفته است. این مجموعه مقالات، از سوی جمعی از تاریخ پژوهان به نگارش درآمده و انتشارات سوره مهر، آن را روانه بازار کتاب کرده است. تارنمای ناشر در اشاره به مضمون و محتوای این پژوهش، نکات پی آمده را از نظر دور نداشته است:
کتاب «در لباس مرجعیت» به قلم وحید خضاب، محمد اسماعیل پسندیده و سیدمحمدحسین آل صاحب فصول به نگارش درآمده است. این مجلد جزئی از مجموعه «آنچه گذشت» است که حاصل تلاشی چهارساله برای بررسی مقوله دشمن شناسی در اسلام بوده و ابعاد رفتار علیه نظام جمهوری اسلامی را توسط برخی مخالفان نشاندار آن در زمینههای گوناگون در قالب مجموعهای از مقالات مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. در لباس مرجعیت، واکاوی زندگی دو تن از روحانیون است که در زندگی سیاسی خود از مسیر انقلاب و نظام برخاسته از آن منحرف شدند و راهی دیگر را برگزیدند و جمعی را نیز در پی خویش به همان مسیر کشاندند! جلد دوم از مجموعه آنچه گذشت، ابعاد زندگی آیتالله سید کاظم شریعتمداری و آیتالله حسینعلی منتظری - که هر یک به دلایلی، از بزرگترین جنبش روحانیت و مرجعیت در تاریخ تشیع کنارهگیری کردند- را به تصویر میکشد. برای روشن شدن فضای زمانی این اثر، باید فهرستوار گفت، وقتی در فروردین سال ۱۳۴۰ آیتاللهالعظمی حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی رحلت نمودند، رژیم گمان کرد حوزه علمیه قم دیگر قدرت چندانی برای مقابله با اقدامات او (که از پیش قصد انجام آن را داشت، ولی نتوانسته بود آنها را عملی کند) نخواهد داشت؛ لذا شروع به اقدامات مختلف در حوزههای متعدد، طبق میل و ملاکهای خود کرد که اولین تقابلش با روحانیت بیدار (و در رأس آنها امام خمینی) در جریان تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی به وجود آمد. در آن ماجرا به دلیل بصیرت و ایستادگی محکم امام، رژیم مجبور به عقبنشینی شد. در انتهای سال ۱۳۴۱، رژیم که فکر میکرد روحانیت با دولت مشکل دارد و اگر پای شاه وسط بیاید جرئت مخالفت نخواهد داشت، ماجرای انقلاب سفید شاه و ملت و برگزاری رفراندوم راجع به مواد ششگانه آن را در دستور کار قرار داد. این بار هم امام خمینی محکم ایستادند و این رفراندوم را تحریم کردند که موجب عدم شرکت مردم و ناکامی شاه گردید. تحریم رفراندوم و ماجرای تصویبنامه، موجب خشم شدید رژیم شد و برونریز این خشم، در فروردین ۱۳۴۲ و با حمله وحشیانه و گسترده مأموران مسلح رژیم به فیضیه (و همچنین مدرسه طالبیه تبریز) و ضرب و شتم و قتل طلاب و مردم متدین بروز کرد. در چنین فضایی که رعب و وحشت، سراسر وجود همه و کل کشور را فراگرفته بود، امام خمینی بیانیهای صادر کردند و در آن فضای سنگین که کسی جرئت ابراز کوچکترین کلامی نداشت، نوشتند: اینان با شعار شاه دوستی به مقدسات مذهبی اهانت میکنند، شاه دوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین و تجاوز به مراکز علم و دانش. شاه دوستی یعنی ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانههای اسلام و محو آثار اسلامیت. شاه دوستی یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت... این بیانات بر همگان آشکار ساخت که راه مبارزه امام خمینی و پیروانش با رژیم پهلوی به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده و قطعاً تداوم خواهد یافت...».